ارتشی به رنگ خونم ...!

بی مهر رخت روز مرا نور نماندست

وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست

هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم

دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست

می‌رفت خیال تو ز چشم من و می‌گفت

هیهات از این گوشه که معمور نماندست

وصل تو اجل را ز سرم دور همی‌داشت

از دولت هجر تو کنون دور نماندست

نزدیک شد آن دم که رقیب تو بگوید

دور از رخت این خسته رنجور نماندست

صبر است مرا چاره هجران تو لیکن

چون صبر توان کرد که مقدور نماندست

در هجر تو گر چشم مرا آب روان است

گو خون جگر ریز که معذور نماندست

حافظ ز غم از گریه نپرداخت به خنده

ماتم زده را داعیه سور نماندست

+ نوشته شده در  جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹ساعت ۱۰:۴۳ ب.ظ  توسط سدید  | 

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد              کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

+ نوشته شده در  یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت ۷:۴۰ ب.ظ  توسط سدید  | 

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد

محترم دار دلم کاین مگس قندپرست
تا هواخواه تو شد فر همایی دارد

از عدالت نبود دور گرش پرسد حال
پادشاهی که به همسایه گدایی دارد

اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد

ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست
شادی روی کسی خور که صفایی دارد

خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند
و از زبان تو تمنای دعایی دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹ساعت ۳:۱۲ ق.ظ  توسط سدید  | 

ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار

نکته‌ای روح فزا از دهن دوست بگو
نامه‌ای خوش خبر از عالم اسرار بیار

تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمه‌ای از نفحات نفس یار بیار

به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار

گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب
بهر آسایش این دیده خونبار بیار

خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست
خبری از بر آن دلبر عیار بیار

شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده گلزار بیار

کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست
عشوه‌ای زان لب شیرین شکربار بیار

روزگاریست که دل چهره مقصود ندید
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار

دلق حافظ به چه ارزد به می‌اش رنگین کن
وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار

+ نوشته شده در  جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹ساعت ۱۲:۵ ق.ظ  توسط سدید  | 

تو ای بال و پر من رفيق سفر من
مي ميرم اگه سايه ات نباشه رو سر من

تو ای خود خود عشق که بی تو نفسم نيست
کجا تو خونه داری که هرجا می رسم نيست

اهل کدوم دياری کجا تو خونه داری
که قبله گاهم اونجاست هر جا که پا ميزاری

اهل کدوم دياری گل کدوم بهاری
که حتی فصل پایيز باغ ترانه داری

آی دلبرم آی دلبر ای از همه عزيزتر
ای تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس

+ نوشته شده در  شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ساعت ۳:۵ ب.ظ  توسط سدید  | 

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

از دماغ من سرگشته خیال دهنت
به جفای فلک و غصه دوران نرود

در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرود

هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است
برود از دل من و از دل من آن نرود

آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود

گر رود از پی خوبان دل من معذور است
درد دارد چه کند کز پی درمان نرود

هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان
دل به خوبان ندهد و از پی ایشان نرود

 

توکل بر خدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ساعت ۹:۴۳ ب.ظ  توسط سدید  | 

هر چی که میخوان پشت سرش بگن ...

درسته نشد بالاخره آرامشو بی شکنجه و بی هیاهو تجربه کنیم

اما به هر حال ۱۳۹۸ برای ما لیورپولی ها سال به یاد موندنی است.

نوسال مبارک

(فک کنم این اولین باره عید رو در یک پست مخصوص تبریک میگیم.

یعنی این قد حرفه‌ای )

+ نوشته شده در  جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۹ساعت ۲:۱۰ ق.ظ  توسط سدید  | 

میشه آرامش و حس کرد ... بی شکنجه بی هیاهو

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۸ساعت ۶:۲ ب.ظ  توسط سدید  | 

وقتی هستی خوب خوبم بی تو غصه منهدم نیست

با تو دغدغه ندارم دیگه هیچ چیزی مهم نیست

نه مهم نیست سیل و آتیش سونامی زلزله بهمن

وسط این همه وحشت بیا هم قدم شو با من

دیگه اکسیژن نمیخوام تویی کربن نفس سوز

تو تنفس جدیدی من دو زیست میشم از امروز

کشف آب تو کره ماه صد تا اختراع بی خود

یا یه کهکشان تازه که تو آسمون رصد شد

هیچ کدوم برام مهم نیست وقتی اتفاق تو هست

وقتی میشه با تو خوش بود وقتی میشه دل به تو بست

وقتی شانزدهم تیر ماه 1386 نزدیک ساعت 6 بعد از ظهر اولین پست وبلاگمون رو نوشتیم هیچ فکر نمیکردیم که این پروسه بیش از ده سال مستمر ادامه داشته باشد.

اکنون که در 20 مرداد سال 1396 هستیم عمیقا این ده سال را جز بهترین سال های عمرمان می پنداریم...

اما احساس میکنیم دیگر باید بازنشستگی خود را از دنیای نویسندگی برای لیورپول اعلام کنیم.

اگر مهسان، لیورپولی پنج ستاره، از ده مهر ماه 1390 رسما به عنوان نویسنده در این وبلاگ همراهمان نبود حتما این وبلاگ خیلی زودتر از موعد باید کنار گذاشته می شد.

مهسان با حضور پر رنگش ثانیه هایی را برای همه ما رقم زد که به طرز شگفت انگیزی در خاطرمان نقش بسته است !

نوشتیم از شکست ها و پیروزی ها و درد ها و سرمستی ها

دوستانی بی نظیری یافتیم ... دوستانی از جنس خودمان ... که موفقیت هایشان آرزویمان است.

گرچه در این ده سال تک جام لیورپول با کنی داگلیش آن هم در جام اتحادیه فتح شد اما هدف ما بزرگتر از بردن تیم محبوبمان بوده است !

گرچه دوستانی علاقه مند به نوشتن در این وبلاگ بودند اما ما تصمیم گرفتیم رسما بازنشستگی خود را در نیمه های سال 96 اعلام کنیم.

و زین پس این وبلاگ فعالیت مستمری نخواهد داشت ...

اما به امید روز های روشن و پیروزی های ممتد باشگاه فوتبال لیورپول

لیورپول

ارتشی به رنگ خونم

مهسان - سدید

تابستان 1396

من عاشقت شدم درکم کن و بفهم

تو بغض و انتظار سر به سرم نزار

از من که عاشقم چشماتو بر ندار

دشواره این مسیر تو عشق کم نیار

تو این شب سپید جز تو که عاشقی

کی اشکامو شمرد کی بغضمو شنید

تو نقش اول این عاشقونه ای

من با تو گیشه ها رو فتح میکنم


برچسب‌ها: لیورپول
+ نوشته شده در  جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۹۶ساعت ۲:۲۹ ب.ظ  توسط سدید  | 

+ نوشته شده در  جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت ۹:۴۰ ب.ظ  توسط سدید  | 

میگویند چهارشنبه پایان راه است ...

Image result for ‫صد برگ‬‎

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت . . . جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

Image result

+ نوشته شده در  دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۵ساعت ۱۲:۱۴ ق.ظ  توسط سدید  | 

 با اینکه زیبایی ولی تلخی . . .

Liverpool v Sevilla - UEFA Europa League Final

اما یه تلخی مثل نسکافه . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت ۱۱:۵۴ ق.ظ  توسط سدید  | 

هم باور و هم پا

سرگیجه تو رویا

 

دست ها گره خورده

لبخند در لبخند

 

شب با صدای تو ...

شب های بی خوابی

تاریخ بی تکرار

 

لبریز شعر نو از دفتر سهراب

هم پرسه با فرهاد توی شب مهتاب ...

 

رویا همین شعره در انعکاس تو

 

+ نوشته شده در  جمعه ۲۷ فروردین ۱۳۹۵ساعت ۲:۲۵ ق.ظ  توسط سدید  | 

تو چه باشــــــی و چه نباشــــــــی، تو رفتــــــی تو روح و جونــــــم

 

ولی فکرشــــم نکن عزیــــــزم ، به هر قیمتی باهـــــــات بمونــــــــم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۵ساعت ۱۲:۳۶ ب.ظ  توسط سدید  | 

توی اوج تنهایی هام سر کشیـــــد . . . روی بی کسی های من پا گذاشــــت
یه عمر آرزوشو به دل داشــــتم . . .  چقدر خــــــوب بود با همه فرق داشــــت

مثل خــواب بود یا یه کابوس بـــود . . . مثل برق اومد مثل بــــاد رفـــت
مثل اون که بعد از یه عـــمر زندگــــی . . . تـِــم زندگیتــو نمیخـــواد رفــت

چقدر حال و روزم باهاش خـــوب بود . . . چقدر بگذره تا که یــــــادم بره
چقدر بگذره تا من آروم بشـــــم . . . آخه خاطره از جنون بدتــــره
 

نه درگیر بودیم نه اذیت شــدیــــم . . . نه صحبت نه دعوا فقط رفت که رفــت
آخه چیزی از بودنش مونـــدش . . . نفهمـــیدم اما فقط رفــــــــت که رفــــــــت

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۴ساعت ۲:۳۷ ق.ظ  توسط سدید  | 

اینجا تمام شهر عاشق تو اند ...

یه خورده یخ رو رگ گردنم بزار . . .


برچسب‌ها: استیون جرارد
+ نوشته شده در  سه شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴ساعت ۲:۹ ق.ظ  توسط سدید  | 

تو این روز های سیاه و مریض

فقط یه کمی چای واسه من بریز !

 

افزایش خطر ابتلا به سرطان مری با نوشیدن چای داغ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۲ساعت ۱۱:۲۵ ب.ظ  توسط سدید  | 

حسین از من است و من از حسین

                                                          (ص) 

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت  . . . . . . . . . . . . . . . .   گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم  . . . . . . . . . . . . . . . . .   یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس  . . . . . . . . . . . . . . . . .  گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا  . . . . . . . . . . . . . .  سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی  . . . . . . . . . . . . . .  جانا روا نباشد خون ریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود  . . . . . . . . . . . . . .   از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود  . . . . . . . . . . . . . . . . . .   زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم  . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست  . . . . . . . . . . . . . . .  کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم  . . . . . . . . . . . . . . . . . . .   جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ   . . . . . . . . . . . . . . . .  قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت


 

 

هَل مِن ناصر یَنصُرنی ؟!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲ساعت ۲:۵۶ ب.ظ  توسط سدید  | 

سلام ای بهترینم ... هنوز عاشق ترینم

 

بدون تو هيچم يه خاليه تو هم
تصويري مخدوشم از پازلي مبهم
يه اشك بي بغض و يه ابر بي بارون
يه درد بي درمون يه زخم بي مرحم



بدون تو هيچم يه سايه تو سايه
تو خونه ي وحشت بدون همسايه

يه پيچك رو ديواربه هيچي مي پيچم
بدون تو هيچم بدون تو هيچم



بدون تو هيچم اوجي سرازيرم
يه رفت و برگشت فقط عقب ميرم
يه شعر بي شاعر يه عشق بي معشوق
يه كوه بي قله يه دشت بي شيرم



بدون تو هيچم يه تانگوي مفرد
يه جاده بي مقصد يه پوچي ممتد
سرابی تو در تو، پست ته پیچم
بدون تو هيچم بدون تو هيچم


بدون تو هيچم يه دردِ تو دردم
تو كوچه اي تاريك تنهاترين مردم
قراري كنسل و يه كافه ي تعطيل
يه سيگار خيس و يه قهوه ي سردم...




بدون تو هيچم ، يه خالي سرشار
يه تيزي روي رگ تو روزهاي شب وار
اتاقي درهم و چند كاغذ پاره
يه تقويم سوخته يه ساعتِ بيكار

 

 


 ب. ن. : ممنون مهسان جان برای دقایقی که هستی و وقت میگذاری و می نویسی 

خدا عمرت بده 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲ساعت ۵:۵۷ ب.ظ  توسط سدید  | 

برام هیچ حسی شبیه تو نیست

کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه

همین که کنارت نفس میکشم

 

برام هیچ حسی شبیه تو نیست

تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه

تو زیباترین آرزوی منی

 

منو از این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه

 

منو از این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه

 

از این عادت با تو بودن هنوز

ببین لحظه لحظه ام کنارت خوشه

همین عادت با تو بودن یه روز

اگه بی تو باشم منو میکشه

+ نوشته شده در  دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۲ساعت ۵:۴ ب.ظ  توسط مهسان  | 

 

خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه كابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلهای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه
جای سیلی یا یه باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
یا با تردید كه بری یا كه بمونی

رفتی و آدمكا رو جا گذاشتی
قانون جنگل و زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا كه خدا برات لالایی میگه
میدونم میبینمت یه روز دوباره
توی دنیایی كه آدمك نداره


هیچ ربطی به لیورپول نداشت ولی دوس داشتم بزارمش ...

+ نوشته شده در  شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۲ساعت ۵:۶ ب.ظ  توسط مهسان  | 

بی تو جنگ سوم تو جهانم رخ خواهد داد !

h81_2ahwsit.jpg 

وقتی نیستی تو شب من٬ قلب یادش میره پمپاژ ...

+ نوشته شده در  سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۵۹ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

 

زمستون
تن عریون باغچه چون بیابون
درختا
با پاهای برهنه زیر بارون
نمی دونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها
نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه
چه تلخه،باید تنها بمونه قلب گلدون
مثِ من که بی تو
نشستم زیر بارون زمستون
زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه
بهاره زمستونا برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه ی چشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی
نشسته زیر بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی
ببینی تلخه روزای جدایی
چه سخته
چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون



با چند روز تاخیر زمستونتون مبارک ...

به امید اینکه سهم همه لیورپولیا از زمستون سفیدی و پاکیش باشه نه سردیش ...

و البته به امید زمستونی شیرین برای لیورپول ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۱ساعت ۸:۲۷ ب.ظ  توسط مهسان  | 

از وقتی رفتی غمگینه خونه . . . گریم میگیره با هر بهونه

رفتی و موندم با این همه درد . . . هرگز نمیشه فراموشت کرد

عیده و امسال عیدی ندارم . . . گذاشتی رفتی عزیزم من بیقرارم

عیده و امسال تنهای تنهام . . . به جای عیدی عزیزم من تورو میخوام

اگر چه نیستی یاد تو اینجاست . . . عشقت توی قلب ماست

هرجا که هستی خدا به همرات . . . دعای خیر پشت و پنات

هرجا که رفتی خدا به همرات . . . هرجا که هستی خدا به همرات

بم - - - ۵ دی ۸۲

+ نوشته شده در  سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۲:۳۲ ق.ظ  توسط سدید  | 

حوصله ندارم اما، همه ی قصه رو می گم

همه ی قصه رو حتی، اونجایی که دوست ندارم

بذار صحبت کنیم این بار،جای اینکه بنویسیم

راجع به دو جین سوالو٬ یه سری عقده بدخیم

می دونم که دیگه مُردم، مرگ من موقتی نیست

این جواز دفن و کفنه، یه صدای لعنتی نیست

توی این بهبهه ی شک، وسط این همه بحران

خودمو گوشه ی آسفالت ، جا گذاشتم تو اتوبان

ژست بی خوابی و منگی، واسه من نگیر دوباره

کسی که جلوت نشسته ، عصبی و لت و پاره

من دیگه اصلا نمی خوام، تیغو رو رگم بِسُرَم

پایتخت دود و گوگرد، قهرمان قصه من

 

خط موشکو تو دستت، نسل من خط کشی می کرد

واسه انفجار قلبت، شعر من خودکشی می کرد

جعبه جعبه استخونو،غم پرچمای بی باد

کودکیه نسل ما رو٬ به قرنطینه فرستاد

من با زندگیو و شعرم، یا با تو شوخی نداشتم

واسه تو شوخی بودیم ما، خیلی تلخه سرنوشتم

حالا هی غلط بگیر از، دیکته های نا نوشتم

یا که اوراق بهادار٬ بده جای سرنوشتم


بین این صدتا اتوبان، یه مسیر منحنی نیست

که کسی پشت سرم هی، نده فرمان واسه ایست

وقتی آژیرو کشیدن٬ توی گوش لت و پارم

خودم عین بمب دستی، شعرمم شد انفجارم

یه نفر رو در و دیوار، خون خاطره می پاشه

یه نفر که میگه اینبار، بذار انگشتو رو ماشه

خیلی ساده نرسیدیم، سر صحنه واسه اجرا

انگاری که محض خنده، گرگه زد به گله ما

اگه چیزیو نگفتم توی خاطرم نمونده

متاسفم که ذهنم ، خاک قصه رو تکونده

تسمه ی دلم بریدو، من از اون دقیقه لالم

یه سری تصویر موهوم ، ساخته می شه تو خیالم

ببین این زخمای کهنه، دیگه پانسمان نمی شن

شدن عین تیر آخر ، وسط جمجمه من

اگه غمم افراطی بود٬ یا مثه دلم ذاتی بود

دست خودم نبود رفیق٬ جنس دلم اسقاطی بود

منزوی شو توی قلبت،یاد کارون شب دجله

سر کوچه های بن بست، یاد حجله پشت حجره

بچه های خاک و بارون، یادته ریختن تو میدون

مادراشون پشت شیشه، پدراشون ته دالون

پس چرا با تو غریبست، نسل بی خاطره ی من

یادمون نیست که چه جوری، واسه همدیگه می مُردن

پاش بیفته باز دوباره، روی مغربت می بارم

باز توی منطقه ی مین ، دست و پامو جا می ذارم

اگه عاشقت نبودم، پا نمی داد این ترانه

بی خیال بد بیاری، زنده باد این عاشقانه

اسم پایتختو با خون ، می نویسم واسه یادداشت

تنها چیزی که تو دنیا، روی پاهام نگهم داشت

سر و ته کنم تو جاده، مقصدم تهش همین جاست

وسط برجای تهرون، ازدحام شعر و رویاست

می گذره این روزا از ما، ما هم از گلایه هامون

عادی می شن این حوادث ، اگه سختن اگه آسون

توی پاییزه مجاور، وسطای ماه آذر

شد قرارمون که با هم، بزنیم به سیم آخر...

 

تهران طهران - رضا یزدانی

تقدیم به دوست عزیزم مهسان گل ...

+ نوشته شده در  شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۱ساعت ۸:۱۷ ب.ظ  توسط سدید  | 

uploaded image

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان . . . . . . . که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت . . . . . . . گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود . . . . . . . بنده ی من شو و بر خور ز همه سیم تنان

کمتر از ذره نه ای پست مشو مهر بورز . . . . . . . تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

بر جهان تکیه مکن ور فدحی می داری . . . . . . . شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد . . . . . . . گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل . . . . . . . . مرد یزدان شو و ایمن گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله سحر میگفتم . . . . . . . که شهیدان که اند این همه خونین کفنان

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

+ نوشته شده در  جمعه ۳ آذر ۱۳۹۱ساعت ۱۲:۲۹ ق.ظ  توسط سدید  | 

تازه تر کن داغ ما را ٬ طاقت دوری نمانده

شکوه سر کن ٬ در تن ما ٬ تاب مهجوری نمانده

 

پر گشاید شور و شیون از جگر ها ای دریغ ...

 

دل به زخمی شعله ور شد ٬ جان به عشقی مبتلا

بر نتابد سینه ما ٬ داغ چندین ماجرا

 

تازه شد ... به هوای تو ... دل تنگ ما ... ای وای

 

بی تو هرگز نشنود کس شکوه ازجانم ... خدا

با تو هرگز برنگردد عهد و پیمانم

 

سر چه باشد بر تن ٬ جان چه باشد بر کف ٬تا سپارم در راه تو

 

ماند در دلم داغی از فریاد تو

شد وقت دلتنگی ها با یاد تو ...

من زنده ام ...

 

339670 10151209696757238 178803801 o

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۲۴ ب.ظ  توسط سدید  | 

لیورپولی ها آدمای خاصی هستن ...

اصولا صبر ایوب دارند و در رده آدم های جالب قرار می گیرن ...

حالا اگه یه جای دنج پیدا کنی و چند تا رفیق لیورپولی که بتونی درد و دل کنی از حرص خوردنات بگی گاهی شاد باشی و گاهی غمگین لحظه هات قشنگ میشه و پر از خاطره ...

به خاطر تمام لحظه های خوب و خاطرات قشنگی که برامون رقم زدی ازت ممنونیم سدید !

با آرزوی بهترین ها برای برای بهترین تیم دنیا که تو بهترین استادیوم دنیا بازی می کنه و بهترین کاپیتان دنیا رو داره و بهترین هوادارا که شما باشین ...

+ نوشته شده در  جمعه ۱۶ تیر ۱۳۹۱ساعت ۸:۴۹ ب.ظ  توسط مهسان  | 

سلام من به تو یار قدیمی . . . منم همون هوادار قدیمی

هنوز همون خراباتی و مستم . . . ولی بی تو سبوی می  شکستم

همه تشنه لبیم ساقی کجایی . . . گرفتار شبیم ساقی کجایی

اگه سبو شکست عمر تو باقی . . . که اعتبار  می  تویی تو ساقی

. . .

میمیریم و میخونیم ...

+ نوشته شده در  جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ساعت ۱:۳۷ ق.ظ  توسط سدید  | 

!!! They are wonderful

دانلود موسیقی : Wizards In Winter


ارکستر تی اس او از سال ۱۹۹۳ مشغول تولید موسیقی واقعا هیجان انگیزی است از همراهی انواع سازهای الکترونیک با پیانو !

خوشمان آمد ما  خیلی

+ نوشته شده در  جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۲۱ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

امروز تولد جوان آینده دار تیممونه !

راستی مارتین کلی چند ساله میشه  ؟ ۲۲ آیا ؟  

+ نوشته شده در  جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۵ ق.ظ  توسط مهسان  | 

DSC_0130.JPG

This kittens got your tongue tied in knots, I see
Spit it out cause I'm dying for company

I notice that you got it
You notice that I want it
You know that I can take it
To the next level, baby
If you want this good bitch
Sicker than the remix
Baby, let me blow your mind
Tonight

I can't take it, take it, take no more
Never felt like, felt like this before
Come on get me, get me on the floor
?DJ what you, what you waiting for

 


Watch me move, when I lose, when I lose it hard
Get you off with the touch dancing in the dark

,You notice what I'm wearing
I notice that you're staring
,You know that I can take it
To the next level, baby
,Harder than the A-list
Next one on my hit list
Baby, let me blow your mind
Tonight

 

I can't take it, take it, take no more
Never felt like, felt like this before
Come on get me, get me on the floor
?DJ what you, what you waiting for

 

See the sunlight, we ain't stopping
Keep on dancing till the world ends
If you feel it let it happen


Keep on dancing till the world ends
Keep on dancing till the world ends
Keep on dancing till the world ends

Britney Spears

دانلود موسیقی :  Till The World Ends

[www.VaySong22.com] (65).jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۱ساعت ۴:۳۷ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

اندوه که از حد بگذرد
جایش را میدهد به یک بی اعتنایی مـزمـن !

دیـــگـر مـهـم نـیـســت :
بــــــــــودن یا نـبـــــــــودن ؛
دوست داشـتــن یا نـداشـتـــن ...
آنـچه اهـمـیـت دارد
کــــشــــداری رخـوتـنـاک حسی است
که دیگر تـو را به واکـنـش نمیکـشانــــد !
در آن لحظه فـقـط در سکوت غـرق می شـوی
و نـگـاه میکـنی و نـگــــــــــاه ..


پ.ن : دیدم جو وبلاگ غمناکه یه شعر غمگین از یکی از دوستام کِش رفتم که حسابی همگی برین تو خودتون :دی

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۴۵ ب.ظ  توسط مهسان  | 

 

خاطرات
تار عنکبوت بود،
در چهار گوشه ی دلم.

غصه ها
گرد و خاکی از سکوت بود
در گلوی دفترم
لای برگ برگ پوشه ی دلم.

سالنامه ها
ورق ورق
قدم زدند
صفحه صفحه
جمعه را و شنبه را
رقم زدند.

ماه ها یکی یکی گذشت
سال کهنه رفت و برنگشت
رفته رفته
قفل فصل ها
کلید شد
و لباس روزهای تیره ی عذا
شسته شد، سفید شد
ناگهان
باخبر شدم که عید شد.

جاروی بلند عشق
تارهای عنکبوت را
از چهار گوشه ی دلم
پاک کرد و رُفت
دست ِ دوست
کاغذ سکوت را مچاله کرد
دفترم دوباره شعر تازه گفت !

"عید همگی مبارک . سال خوبی برای لیورپول و لیورپولیا آرزومندم "

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۱ساعت ۳:۸ ق.ظ  توسط مهسان  | 

redsliverpool1892.jpg

 

بگوشو پرده پاره شاعری که کم نشست و

ایستاده با دهان باز نعره در فشنگه شعر عاصی و

تصور ترانه لای پای خایه جای پوتین و

سیل سیلی روی ریشو ریشه و

جوانه های خون روی لب خراش زیر چانه

 

نگفتمت نرو گلایل این زمین به قدر یک کفن کفاف ریــــشه نمی دهـــد ؟!

نگفتمت که جز بوی چرک چاک سینه های خالی از قـــلب در فضا نمی دمد ؟!

نگفتمت که این جماعت جریده با خطو رد وحشی نگـــــاهت غریبه انـــــد ؟!

نگفتمت که جای بوسه آلتی کریه بر دهان سرخ آتشت می نهنــد ؟!

 

نگفتمت نرو نرو٬ نگفتمت نرو نرو ؟!

نگفتمت٬ نگفتمت ؟!

 

نگفتمت هر آنچه گفتیو نوشته ایم کـــــشک بود ؟!

نگفتمت نرو که رفتنت نتیجتا اشـــــک بود ؟!

نگفتمت تو هم به گور جد خلق گشـــــنه بخند ؟!

نگفتمت که حـــــال کن طبیعتا میان این همه جسد بگند ؟!

 

که خر شو٬ که کر شو٬ که کور شو٬ دهــان را ببند٬ دهـــان را ببند٬ دهــان را ببند !

 

این چنین هوا پس است و هر که سوی خویـــش داره !

دم نزن سکـــوت کن که گفتن تو نیش داره !

 

نگفتمت بشین کنـــار من٬ کنـــار گود

بوس هست٬ بوس هست

شب زفاف جمعی و

فروش سیاسی و

جاســـوس ان

ان تولک٬ تولک

مبارز مدافعه حقوق حشر هست فقط اعتماد کن بمان !

نگفتمت نرو بمان کنار هم بشین به حال هــم بغض میکنیـــم ؟!

نگفتمت چگونه در میــانه ول معطلیم ؟!

ببین چگونه در زیر آبزار میزنـــــــــــــیم !

 

ولی تو خر نمی شوی ولی تو کر نمی شوی !

تو نبض و حلق خلق هر ترانه ای !

که بـــر بـــار٬ بــــر دار میـــــشـــــود ...

دانلود آهنگ

 فورشیر : نگفتمت نرو

آپلودد : نگفتمت نرو

 

تقدیم به مهسان

به خاطر همه ی حمایت هایش و تلاش هایش برای لیورپول و وبلاگمون


یغما گلرویی

با صدای شاهین نجفی - آلبوم هیچ هیچ هیچ

اسفند ۹۰

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ساعت ۱۰:۳۱ ب.ظ  توسط سدید  | 

همین امشب کارشونو تموم کنید !

The League Cup semi-final between Man City and Liverpool is filled with intriguing battles

 

...

می بینی وضعم خرابه

می بینی رو به راه نیستم

 

ولی با این همه بازم...

ولی با این همه بازم

پای عشقمون وا میستم

 

تو منو دیوونه کردی

نگو نه که خیلی دیره

 

قول بده هیچ وقت نزاری...

قول بده هیچ وقت نزاری

والیوم جاتو بگیره !

 

...

دیوونم اینو شنیدی

عاشقی اینو شنیدم

 

یه تیمارستان بهم ریخت

دوباره خوابتو دیدیم !

 

تیمارستان - رضا یزدانی

 

You`ll Never Walk Alone

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۰ساعت ۹:۵۳ ب.ظ  توسط سدید  | 

پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا ... 

و در آن باغ کسی میخواند که خدا هست دگر غصه چرا ؟؟

آرزو دارم خورشید رهایت نکند ...

غم صدایت نکند ...

ظلمت شام سیاهت نکند ...

روزهایتان طلایی ... شبهایتان مهتابی ...

و از همه مهم تر هندونه یلدایتان سرخ لیورپولی

ایشالله پاییزی بودن دلا هم با فصلش تموم شه و فصل جدید براتون پر از سلامت و سعادت و شادی ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۰ساعت ۷:۱۵ ب.ظ  توسط مهسان  | 

...من حسینم که جهان واله و حیران من است ...

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۰ساعت ۲:۵۳ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

Destruction: London remains in the grip of riots

هو کن، ها کن، ها !

شورش کن، غوغا کن

 

ها کن، هو کن، هو !

دنیارو زیرو رو کن

 

هو کن٬ ها کن٬ ها !

قیامتی به پا کن

 

ها کن٬ هو کن٬ هو

دنیارو زیرو رو کن

Ablaze: The riots have led to several football matches being cancelled

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۰ساعت ۱۰:۲۱ ب.ظ  توسط سدید  | 

سلام

امروز وبلاگ ۴ سالگیش تموم شد و وارد پنجمین سال زندگیش شد !

اینم کیک تولدش

از همه پسرا و دخترا ... خانم ها و آقایون مهربونی که بهم سر میزدن و نظر میدادن و بحث میکردیم ممنون.

ایشالاه پر رنگ تر از همیشه  با حضور همه ی هوادارهای لیورپول همراه با موفقیت لیورپول برای همیشه !

سدید.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۷ تیر ۱۳۹۰ساعت ۱۲:۴۷ ق.ظ  توسط سدید  | 

یه روزی دنیا خوب بود و آروم بود٬ واسه زندگی‌ همه چی‌ آسون بود

هر کی‌ کارشو میکرد حالشو میبرد٬ تکلیف روزاش معلوم بود

یکی‌ اومد گفت حالش بده٬ قلبشو انگاری طوفان زده

یکی‌ رو می‌خواد اسمش لیلیه ، آره درسته مجنون بود !

داد میزد میگفت وضعش بده ، آخه اگه لیلی جوابش رو نده

میمیره و داغون می‌شه ، همه گفتن پاشو واسه مرد ، این کارا بده

زیر لب میگفت لیلی ، اگه نداشت به من هیچ میلی

زد چرا شکوند ظرف منو ،‌ای وای لیلی ، آخ لیلی

از اون روزا گذشت و مجنون غم کشید٬ از اون گذشتو نوبت به من رسید

هی‌ ترسیدم و آخرم اومد ، بلای لیلی‌ سرم اومد

با خودم می‌گفتم مجنون کجا من کجا ، عشق بازی بابا ، من کجا زن کجا

هی‌ من کردم سرم اومد ، ریق رحمت آخرم اومد

این سری لیلی با گونه‌های پوروتزی ، بوی عطر و کلمات فانتزی

من احمقم مجنونو‌ شیدا ، واسه عشقش مور مور ، گز گزی

هر چی‌ میگفت ، می‌گفتم ای جونم بشی‌ ، خودش میگفت بذار دیوونه‌ام بشی‌

یه کاری کنم ربتو یاد کنی‌ ، بفهمی لیلی کیه بری فریاد کنی‌

تا دنیا دنیاست لیلی همینه ، مجنون بزرگترین احمق زمینه

لیلی من هم رفت این قصه تکرار شد ، الهی این لیلی خیر نبینه

...سینا حجازی

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ساعت ۱:۷ ق.ظ  توسط سدید  | 

نه بابا ورزشی نیست مطلب هنریه

یه خواننده دیگه به خواننده های مورد علاقم چسبید !

رضا یزدانی٬ اسکورپیونز ... و حالا...

سینا حجازی

فکر کنم متولد ۶۱

تا حالا ۹ تا تراک رسما بیرون داده آخریش همین چند روز پیش بود به اسم : بگو !

واقعا آهنگاش قشنگن :

  1. هواتو از دلم نگیر
  2. لبخند ژکوند
  3. سر من چی اومده
  4. زار نزن
  5. لیلی
  6. عقل احمق
  7. خوب
  8. زمان
  9. بگو

اکثر سایت های موسیقی دارن آهنگاشو.

نمیدونم سبکش چیه ٬ تلفیقی با ادویه راک ؟!

ولی من حال کردم :ی

اگه سبک جدید دوس داری گوشش بده ...

+ نوشته شده در  جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰ساعت ۷:۴۴ ب.ظ  توسط سدید  | 

بنی آدم اعضای یکدیگرند ...  که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار ...   دگر عضو ها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی ... نشاید که نامت نهند آدمی

 

 

The children of humanity areeach others limbs 

That shares an origin in theircreator

When one limb passes its daysin pain

The other limbs can not remaineasy

You who feel no pain at thesuffering of others

It is not fitting you be calledhuman

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۰ساعت ۱:۷ ق.ظ  توسط سدید  | 

پدر سوخته ها میخواستن باز ۲۰ هزار تومن ازم دزدی کنن !

اونم کجا دانشگاه

یه بار ۱۵۰ هزار تومن میخواستن الکی اضافه پول بگیرن که زنگ زدم بازرسی درست شد یه بارم امروز که ۲۰ تومن الکی میگفتند بدهکاری بودی که زنگ زدم بازرسی دانشگاه اینم برگشت...

شاید نفهمیدین که چیه جریان

امل اونقدر اعصابم خورده که ... مردم کثیف استادای چیزی ... به استاده ان آقا میگم این جوری بشه چه کار کنیم میگه من الان نمیگم باید سر کلاس بگم میگم که الان من تو کار اجرایی به این مشکل خورم ! میگه مشکل اجرایی تو به من چه !!!! میگن از شما نپرسم از کی بپرسم !!! لال شد لال

مثل سگ از اون صندلی که روش نشستن میترسن مملکت چیزی آدامای چیزی

در مملکته ما سرب سوزان است پاسخ گر بپرسی از عدالت !!

منو ببخشید دلم خیلی پره خیلی گرفته خیلی زیاد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹ساعت ۸:۲۶ ب.ظ  توسط سدید  | 

سالن موسیقی رویال آلبرت هال لندن

File:Royal Albert Hall, London.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹ساعت ۱۱:۳۷ ب.ظ  توسط سدید  | 

نمایی زیبا از برج بلکپول که یکی از نماد های شهر به حساب می آید !

File:Blackpool tower from central pier ferris wheel .jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۹ساعت ۴:۹ ب.ظ  توسط سدید  | 

فرودگاه جان لنون شهر لیورپول واقع در جنوب شهر

File:John Lennon Airport Lpool.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۹ساعت ۱۱:۲۷ ب.ظ  توسط سدید  | 

File:Bridges opening up - geograph.org.uk - 178375.jpg

مرکز شهر نیوکاسل و رودخانه تین

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۹ساعت ۸:۵۷ ب.ظ  توسط سدید  | 

File:Liverpool City Council coat of arms.png

The World In One City

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹ساعت ۱۲:۲۹ ق.ظ  توسط سدید  | 

File:Stoke.JPG

جشن هواداران استوک سیتی در ۴ می سال ۲۰۰۸ برای صعود به لیگ برتر انگلستان

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۹ساعت ۱۲:۳۸ ق.ظ  توسط سدید  | 

پرونده:Wigan Pier and the Leeds & Liverpool Canal.jpg

اسلکه قدیمی ویگان بر روی آبراهه لیدز و لیورپول


بلاگفا یه سیستم جدید گذاشته که میتونی بعضی از پست هاتو همیشه اون بالای وبلاگ بزاری بمونه من تصمیم گرفتن پست " بازی بعد . . . Next Match " همیشه اون بالا بمونه . فکر کنم خوب باشه نه ؟!

نظرتون چیست ؟!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹ساعت ۱۲:۴۱ ق.ظ  توسط سدید  | 

برد لیروپول سر جاش.

ممنونم از همه
آقایون و خانم هایی که به وبلاگشون سر میزنن.

واقعا دلگرم کنندس میدونی بعضی وقت ها آدم میگه چه فایده که هی بنویسم اما وقتی نظراتو میخونه منقلب میشه

واقعا میگم بهم مزه میده وقتی میبینم که واقعا با علاقه نظر میدین آدم مگه از زندیگ چی میخواد :ی چه ربطی داشت ؟!

لیورپولم ۱ بر ۰ با گل دقیقه ۸۶  رودریگز بولتون رو برد.

اخبار رو سرفرصت مینویسم.

به خدا سرم هم شلوغه وقت کنم مینویسم یه کم زمان :ی

فردا اینا بیام ببینم دقیق چی نوشتن بچه ها :ی در نظرات مهمشون :ی

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۹ساعت ۱:۲۶ ق.ظ  توسط سدید  | 

امروز دستم خورد به لبه ی صندلی اصلا یه چیزیا درد درد درد . فک کنم رگش محو شد و عصبش هم پر پر هنوزم درد میکنه زورکی که نه ولی به سختی تایپ میکنم.

کارآموزیو باید تا چهارشنبه جمع و جورش کنم.

صحافی و گالینگور کردن و نوشتن روی جلد کار آموزیو چاپخونه چند وقته تحویل آدم میده ؟!

زود باید بده نه ؟!

راستی رو مونیتور با خودکار خط افتاده با چی میتونم پاکش کنم ؟!

یه گوشی میخواهم بخرم خررررر  چی بخرم ؟! لمسی باشه بهتر. این آی پاد بالاخره چیه گوشیه یا چیز دیگش ؟! توی ایران هم هست ؟!

راستی در مورد وبلاگ انتقاد کنید ... چه کا کنم چه کا نکنم؟ البته اگه به مطالب بالا جواب بدین این انتقاد رو هم میخونماااا  ( شوخی)

+ نوشته شده در  شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹ساعت ۱۱:۵۵ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹ساعت ۶:۵۲ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

ناموس تن تو ٬ توی بغله من        ...     ناموس من ٬ زیر کمر دشمن

تشویق من و تو به نگاه و لبخند     ...     چاک باز دهنه این همه گوسفند

من انکار میکنم  ... من انکار میکنم !!

 

شاهین نجفی و آنتی کارسما --- انکار

(با دخل و تصرف) سدید

+ نوشته شده در  یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹ساعت ۶:۴۲ ب.ظ  توسط سدید  | 

این متن رو توی سایت اصلی این گروه راک آلمانی که واقعا جز گروه های راک عالی اروپا و دنیا است از زبان اعضای گروه ترجمه کردم :

Important Message to our Fans

It was always our pleasure, our purpose in life, our passion and we were fortunate enough to make music for you - whether it was live on stage or in the studio, creating new songs.

While we were working on our album these past few months, we could literally feel how powerful and creative our work was – and how much fun we were still having, in the process. But there was also something else: We want to end the Scorpion’s extraordinary career on a high note. We are extremely grateful for the fact that we still have the same passion for music we’ve always had since the beginning. This is why, especially now, we agree we have reached the end of the road. We finish our career with an album we consider to be one of the best we have ever recorded and with a tour that will start in our home country Germany and take us to five different continents over the next few years.

We want you, our fans, to be the first to know about this. Thank you for your never-ending support throughout the years!

We uploaded the very first snippets from our new album for you.

And now… let’s get the party started and get ready for a “Sting in the Tail”!

See you on the world tour,

Yours

Scorpions

 


ترجمه :


ساختن موزیک برای شما چه بر روی سن به طور زنده و چه در استدیو همیشه برای ما افتخار بزرگی بوده و هدفمان در زندگی به حساب می آمده است.
وقتی در این ماه های اخیر بر روی آلبوم مان کار میکردیم عینا حس میکردیم که چقدر کارمان قوی و خلاقانه بوده است و هنوز چه مقدار هوادار داریم.
اما چیز دیگری هست که باید گفته شود : ما میخواهیم با یک روش نا متعارف و عجیب به کار گروه اسکورپیونز٬ پایان دهیم ما واقعا برای این حقیقت که هنوز هم مانند شروع کار همان شور  و عشق به موزیک را داریم٬ شکرگزاریم.
به این دلیل ما توافق کردیم که به آخر خط رسیده ایم ما کارمان را با آلبومی تمام میکنیم که می سنجیم یکی از بهترین کار های ما باشد که تا کنون ضبط کرده ایم و با توری که از از وطنمان٬ آلمان شروع میشود و طی چند سال آینده ما را به 5 اقلیم دیگر میبرد به کار خود خاتمه میدهیم.
ما میخواهیم  شما هواداران ما اولین کسانی باشید که این خبر را میشونید.
ممنونیم که هیچگاه حمایت خود را از ما در این سالها دریغ نکردید.
و حالا ... بگذارید مهمانی را شروع کنیم و برای “Sting in the Tail” آماده شویم.


شما را در تور جهانیمان میبینیم.
با احترام

اسکورپیونز.

New Album: Sting In The Tail

Release: March 19th 2010

Sting In The Tail


همیشه توی دلمون میمونید همشه ی همیشه...

 

منبع :

سایت رسمی گروه اسکورپیونز


مطلبی از این گروه در وبلاگ خودمان :

White Dove

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۴:۳۹ ب.ظ  توسط سدید  | 

کلاغ و طوطی هر دو سیاه و زشت آفریده شدند...

طوطی اعتراض کرد و زیبا شد.

کلاغ هم راضی به رضای خدا بود.

اکنون...

طوطی در قفس است و کلاغ آزاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۲ دی ۱۳۸۸ساعت ۲:۵۳ ب.ظ  توسط سدید  | 

...

اما هیچ کس نمیدانست که دخترک در میان شعله ی کبریتها چه چیز قشنگی دیده بود و با چه شادی بزرگی به آسمان پرواز کرده بود.

... شاید اگر مردم خوب گوش میدادند٬ صدای خنده و شادی دخترک را از بهشت میشنیدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۸ساعت ۱:۲۰ ب.ظ  توسط سدید  | 

336nc3fgpabq34l7m3.jpg

امروز چه دلتنگم . . .

 

 اونا که اول بازی٬ توی خونه ی تو و من  . . .  پیش پای اسب دشمن٬ اون همه سرباز و چیدن

ببین امروزم تو بازی٬ میونه شاه و وزیرن  . . .  هنوزم بدون حرکت٬ پشت ما سنگر میگین

....

اون که مارو بازی میده٬ اونه که مهره رو چیده

اون که نه شاهه نه سرباز٬ نه سیاهه نه سفییییییییییده

 

انگلیسه انگلیسه

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ساعت ۷:۱۶ ب.ظ  توسط سدید  | 

این مطالب نقل شده از کتاب معتبر :

تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز است

این کتاب نوشته ی ۶ پروفسور روسی به نام های :

آقایان پروفسور پتروشفسکی٬ پروفسور ایوانف٬ بلوی٬ گرانتوسکی٬ داندامایو و کاشلنکو است.

ترجمه ی این کتاب بر عهده ی آقای کیخسرو کشاورزی بوده است.

چاپ اول ۱۳۵۹.

کتابهای دیگر تاریخی نیز مانند :

تاریخ ایران زمین نوشته ی دکتر محمد جواد مشکور نیز از منابع معتبر تاریخی میباشد.

ولی به وضوح فیلم ۳۰۰ از روی کتاب اول ساخته شده است.

 

برای روی ادامه مطلب کلیک کنید ==>


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸ساعت ۹:۲۶ ب.ظ  توسط سدید  | 

۲ سال پیش ۱ روز بعد  در چنین روزی  یه سری از فیلم هایی که خوشم اومد و نوشتم الان دوباره میخوام کامل تر اونها رو بنویسم .

راستی نظرتون را در موردشون حتما بهم بگین.

واقعا من اینها رو از ته دلم دوست دارم و واقعا ازشون لذت میبرم. البته شاید باز فیلم باشه ولی یادم نیامده باشه که ازشون  معذرت میخوام.

لازم به ذکر است که رده بندی و ذکر شماره به ترتیب علاقه مندی بیشتر نیست.

 

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ==>


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸ساعت ۶:۴۷ ب.ظ  توسط سدید  | 

Years ago, when I was younger
I kinda liked a girl I knew
She was mine and we were sweethearts
That was then but then it's true

I'm in love with a fairytale, even though it hurts
'Cause I don't care if I loose my mind
I'm already cursed

Every day we start a fighting
Every night we fell in love
No one else could make me sadder
But no one else could lift me high above

I don't know, what I was doing
When suddenly, we fell apart
Nowadays, I cannot find her
But when I do, we'll get a brand new start

I'm in love with a fairytale, even though it hurts
'Cause I don't care, if I loose my mind
I'm already cursed

She's a fairytale yeah even though it hurts
'Cause I don't care, if I loose my mïnd
I'm already cursed


Artist : Alexander Rybak

Song : Fairytale

Album : Melodi Grand Prix 2009

Genre : Pop


اجرای زنده ی این آهنگ در فستیوال چند روز پیش اروپا مقام اول را کسب کرد.

ویولون زیبای این آهنگ رو هم خود خواننده ( ریبک ) میزنه.

اینم آدرسشش برای دانلود :

http://beemp3.com/download.php?file=4347071&song=Fairytale

مشکلی بود خبر بدید.

اجرای زنده ی این آهنگ در فستیوال را میتوانید از سایت های موسیقی ایرانی بگیرید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۹:۳ ب.ظ  توسط سدید  | 

۴ تا از آهنگ های فارسی R & B و Rap رو که به نظر خودم قشنگ هستند و ارزش گوش دادن دارند رو میزارم برای دانلود : البته اونهایی که گوش کردن که هیچی  ولی اونهایی که با این سبک موسیقی تلفیقی پاپ و رپ حال نمیکنن شاید بد نباشه این چند تا آهنگ رو گوش بدن:

 

۱ـ آهنگ شاد مهران٬ یاشار و مهیار که از کرج هستند. که میکس شده روی یکی از آهنگ های شهرام شب پره (امشب) است. کار قشنگ و شادی شده البته واسه چند ماه پیشه ولی من احساس کردم در حق این آهنگ زیبا ٬جفا شده ٬ چون اونطوری که باید پخش میشد پخش نشد و توی رنکینگ سایت های رپ هم قرار نداشت.

از لینک زیر این آهنگ بچه های ۰۲۶۱ رو بگیرید و لذتشو ببرید !

 http://www.4shared.com/file/101488588/cb755e0e/0261mix_mehran_yashar_mahyaar.html

 

۲- آهنگ معروف اشراق از اعضای گروه صامت ۰۲۱ ٬ به نام She Is Beautiful که واقعا از نظر من یکی از بهترین کار های سبک R & B است که تا حالا خوانده شده.

از لینک زیر آهنگ اشراق را دانلود کنید :

http://www.4shared.com/file/101539002/e1827a22/Eshragh_-__she_is_beautiful.html

 

۳ـ آهنگ زیبای آرشام و فرد به نام وردار قلبمو که ریتم آرام و متن زیبایی داره. و واقعا باحاله مخصوصا وقتی باررون بباره و توی جاده چالوس باشی  . باید گوش کنی تا بفهمی که چی میگمااااا

اینم از لینکش :

http://www.4shared.com/file/101540798/1af2ad6a/Vardar_Ghalbamo_-_Arsham_Ft_Fred.html

 

۴ـ آهنگ تیز و تند و شاد سینا نرگال به نام زود باش.

( ببین خوشگله ناز شیطون ؟!  . . .  دوست داری سینا واست باشه حیرون ؟ )  

http://www.4shared.com/file/101545357/162fa719/Sina_NergaL_-_Zood_Bash.html


آهنگ توی این سبک ها بهتر از اینها هم شاید باشه ولی من نشنیدم !

ولی انصافا توی این سبک ها و این خواننده های جدید قشنگ هستند و ارزش دانلود کردن دارند.

راستی نظر دادن رو فراموش نکنینا

+ نوشته شده در  شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱:۶ ق.ظ  توسط سدید  | 

A place without a name
Under a burning sky
There´s no milk and honey here
In the land of God
Someone holds a sign
It says we are human, too
And while the sun goes down
The world goes by

White dove
Fly with the wind
Take our hope under your wings
For the world to know
That hope will not die
Where the children cry

Waves, big like a house
They´re stranded on a piece of wood
To leave it all behind
To start again
But instead of a new life
All they find is a door that´s closed
And they keep looking for
A place called home

White dove
Fly with the wind
Take our hope under your wings
For the world to know
That hope will not die
Where the children cry

Na-na-na-na-na-na
Na-na-na-na-na-na-na-na
Na-na-na-na-na-na
Na-na-na-na-na

Can anyone tell me why) can anyone tell me why)
The children of the world) children of the world)
Have to pay the price) pay the price)

And now you´re telling me
You´ve seen it all before
I know that´s right but still
It breaks my heart
Well, the golden lamb we´ve sent
Makes us feel better now
But you know it´s just a drop
In a sea of tears

White dove
Fly with the wind
Take our hope under your wings
For the world to know
That hope will not die
Where the children cry

White dove
Fly with the wind
Take our hope under your wings
For the world to know
That hope will not die
Where the children cry

Na-na-na-na-na-na
Na-na-na-na-na-na-na-na
Na-na-na-na-na-na
Na-na-na-na-na

ریتم و شعر این آهنگ واقعا برایم دلچسبه  وقتی گوش میکنمش واقعا حس باحالی دارم. یاد خوشه ی خشم میافتم. نمیدونم چیه ولی خیلی باحاله. وخصوصا اینکه scorpions خونده باشدش.

 

 

:Music
Presser, Adamis, Rudolf Schenker
 
:Lyrics
Klaus Meine
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۱۲ ق.ظ  توسط سدید  | 

امشب لیورپول با چلسی بازی میکنه. احتمال اینکه لیورپول صعود کنه کمه یا باید گفت خیلی کمه. ولی بازی میکنن و ما هم دعا میکنیم ٬ دعا میکنیم که دیگه هیچ بیگناهی تو دنیا صدمه نبینه. حالا چه لیورپول ببره یا چه ببازه . همین.

۹۶ هیلذبور

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۸ساعت ۶:۰ ب.ظ  توسط سدید  | 

در اون درگیری که جرارد در کلوب با یکی از اعضای کلوب چند ماه پیش داشت و خبر های جالبی نیز از آن ماجرا را رد وبلاگ ثبت کردیم. اکنون جرارد برای بار دوم فردا یعنی ۲۰ مارس باید د ر دادگاه حاضر شود و قاضی به پرونده رسیدگی کامل بکند.

هنوز خبر دقیق تری ندارم از این ماجرا وقت هم نمیزاره بگردم چیز باحالی پیدا کنم ولی سرم خلوت بشه سریع یه پست میزنم کامل و جامع. البته اگه خلوت بشه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۷ساعت ۱۲:۸ ب.ظ  توسط سدید  | 

به پا خيزيد الا ای سوگواران
الا ای وارثان
سربداران


به پا خيزيد اگر زخمی درديد
اگر با شب‌پرستان در نبرديد


به پا
خيزيد كه نااهلان به كارند
همه مردان عاشق سربدارند

 

...


كشيدند تازيانه بر تن ما
نشاندند
دشنه ی دشمن به دلها


دل بی‌كينه را بر نيزه كردند
تن گلگونه را در مسلخ و
بند


به روي چشم ما شب را كشيدند
گلوی سربداران را دريدند


اگر فرياد ما در شب٬ گناه است
اگر
امروز دل ما بی‌پناه است


بخوان با ما سرود فتح فردا
كه فردا می‌رسد با پرچم
ما

به پا خیزید...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ساعت ۵:۱ ب.ظ  توسط سدید  | 

. . .

 بر ما هر آنچه که گذشت     تاریخ ما نبود و نیست

آغاز ما عمر زمین            با خلقت دنیا یکیست

 . . .


+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۷ساعت ۱۱:۳۲ ب.ظ  توسط سدید  | 

                                 Leave

                           Out        

                     All   

               The

        Rest

+ نوشته شده در  شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷ساعت ۲:۱۹ ب.ظ  توسط سدید  | 

چشم من بیا منو یاری بکن . . . . گونه هام خشکیده شد کاری بکن

غیر گریه مگه کاری میشه کرد . .  . . کاری از ما نمیاد زاری بکن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد . . . . تا قیامت دل من گریه میخواد

هر چی دریا رو زمین داره خدا . . . . با تمومه ابرای آسمونا

کاشکی میداد همه رو به چشم من . . . . تا چشام به حال من گریه کنن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد . . . . تا قیامت دل من گریه میخواد

قصه ی گذشته های خوب من . . . . خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانو بزارم . . . . تا قیامت اشک حسرت ببارم

دل هیشکی مثل من غم نداره . . . . مثل من غربت و ماتم نداره

حالا که گریه دوای دردمه . . . . چرا چشمم اشکشو کم میاره

خورشید روشن ما رو دزدیدن . . . . زیر اون ابرای سنگین کشیدن

همه جا رنگ سیاه ماتمه . . . . فرصت موندنمون خیلی کمه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد . . . . تا قیامت دل من گریه میخواد

سرنوشت چشاش کوره نمیبینه . . . . زخم خنجرش میمونه تو سینه

لبه بسته سینه ی غرقه به خون . . . . قصه ی موندن آدم همینه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد . . . . تا قیامت دل من گریه میخواد

+ نوشته شده در  شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ساعت ۹:۴۶ ب.ظ  توسط سدید  | 

ما نمیایم نت که بشینیم درس بخونیم حداقل این دوران امتحاناتو ولی فرقی نداره انگار.

حالا که تموم شده دیگه

دلکش هم داره میخونه و اینا... میگه : عاشقم من ٬ عاشقی بیقرارم ...

البته خوابمم میاد ولی...

                                 ولی داد میزنم باز :

You`ll Never Walk Alone

اینو هیچ وقت یادت نره

+ نوشته شده در  شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۷ساعت ۱:۱۸ ق.ظ  توسط سدید  | 

میگما این کنسرتای رپ هم خوب خر تو خر و بی نظمن.

جدی جدی خیلی فرق دارن با کنسرت یه خواننده ای مثل داریوش یا ابی یا منصور و اینا.

آدم میتونه کلی بخنده از دست کاراشون.

البته ربطی به هیچی نداشت یه هو یادم اومد

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۷ساعت ۱۱:۲۱ ب.ظ  توسط سدید  | 

آرامش

پادشاهي جايزه ی بزرگی براي هنرمندي گذاشت که بتواند به بهترين شکل ، آرامش را تصوير کند. نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند.
آن تابلو ها ، تصاويري بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهاي آرام ، کودکاني که در خاک مي دويدند ، رنگين کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسي کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولي ، تصوير درياچه ی آرامي بود که کوههاي عظيم و آسمان آبي را در خود منعکس کرده بود. در جاي جايش مي شد ابرهاي کوچک و سفيد را ديد ، و اگر دقيق نگاه مي کردند ، در گوشه ء چپ درياچه ، خانه ء کوچکي قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر مي خواست ، که نشان مي داد شام گرم و نرمي آماده است.
تصوير دوم هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تيز و دندانه اي بود. آسمان بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سيل آسا بود.
اين تابلو هيچ هماهنگیی با تابلو های ديگری که براي مسابقه فرستاده بودند نداشت. اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه مي کرد ، در بريدگي صخره ای شوم ، جوجه ی پرنده ای را مي ديد . آنجا ، در ميان غرش وحشيانه ی طوفان ، جوجه ی گنجشکي ، آرام نشسته بود.
پادشاه درباريان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جايزه ی بهترين تصوير آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضيح داد :
" آرامش آن چيزي نيست که در مکانی بي سر و صدا ، بي مشکل ، بي کار سخت يافت مي شود ، چيزي است که می گذارد در ميان شرايط سخت ، بمانی و آرام باشی .

 

با تشکر از آرش دالتون جون

+ نوشته شده در  شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۷ساعت ۹:۲۲ ب.ظ  توسط سدید  | 

گروه TM یه چند وقتی هست که شروع به کار کرده و واقعا کارشون توی موزیک رپ یا هیپ هاپ عالیه٫ آهنگ های زیبا و سبک جدید ی که می خونن واقعا آدم رو به وجد میاره.

حدود ۱۵ تا آهنگ  تا حالا به صورت رسمی تولد کردن و فرستادن توی نت٫  اما مثل اینکه کلا حدود ۳۰ تا آهنگ خوندن.

آخرین آهنگشون ٫ خوشحالم٫ بود٫ جدیدا هم یه کلیپ در مورد برنامه ی شوک که از شبکه ی سوم سیما پخش شده بود و رپ و متال با هم قاطی کرده بود٫ گیر داده بود٫ خوندن.

آدرس این کلیپ رو واسه دانلود می زارم:

http://bax98.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=1748

کلی خودم گشتم که از این گروه TM یه بیوگرافی یا آماری پیدا کنم اما چیزی پیدا نکردم.

۵ تا پسر عضو گروهشونه. یکی از آهنگ های قشنگشون هم ٫عزیز جون٫ که با فریناز خوندنش.

این ۱۵ تا آهنگی که من ازشون شنیدم واقعا عالیه.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۷ساعت ۱۲:۲۰ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

شب اعدام رفیقانٍ گل و نور و صداست.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۷ساعت ۱۲:۲۱ ق.ظ  توسط سدید  | 

A Boy Liked A Girl Working In A CD Shop Very Much. ButHe Did Not Tell Her About His Love. Everyday He went to The CD Shop, And Bought a CD Just for Talking to Her. After A Month He Died. When The Girl Went To His House And Asked About Him, Boy's Mom Said That He Died, And Then Mother Took The Girl To Boy's Room. She Saw All The CDs Unopened. The Girl Cried and Cried and Finally Died. You Know Why She Cried? Because She Had Kept Her Own Love Letters Inside The CD Packs. She Also Loved Him. Moral Of The Story: If You Love Someone, Say To Him/Her Directly. Don't Wait For the Destiny to Play the Role

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷ساعت ۱:۵۳ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

چشام بسته است

جهانم شکل خوابه

عذابه٫ اضطرابه٫ اضطرابه

روبرو... دیواری از مه٫ دیواری از سنگ

بگو بیهوده نیست فاصله آب و سراب

بگو سپیدی کاغذ بیهوده نیست

بگو از کوچ پراکنده

فقط کابوس و تنهایی

بگو خواب بود هر چه که دیدم

افسانه بود هر چه شنیدم

نگاه کن شوقه دل زدن به دریا

بر آن شد مرگ تدریجی رویا

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۷ساعت ۱:۳۰ ق.ظ  توسط سدید  | 

۱۵ اسفند روز درخت و درخت کاریه ها یادتون نره

من دیروز ۳ تا نهال کاشتم

+ نوشته شده در  جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ساعت ۱:۱۸ ب.ظ  توسط سدید  | 

ان الله جمیل و یحب الجمال

انسانها عاشق موجوداتند و از خود نمی پرسند که آخر اینها از کجا می آیند و به کجا می روند و دیار اصلیشان کجاست به قول شکسپیر با من بگوی که این خیالات خوش را در کدام کارگاه می بافند.

...

جان هنر که شهود بی حجاب حقیقت است در عالم جبروت زاده می شود آنجا که جای نیست و زمان نیست و صورت نیست و هر چه هست عین معناست اما آن معنی محض که عین زیبایی و نیکویی است.

...

هنر از آسمان به زمین آمده است. برای شناخت هنر باید دامن صورت را گرفت و به دنبال او به سرزمین خیال و سپس به عدم آباد رفت.

...

در این بیت از مولانا نگاه کنید که چگونه نی نفی و ناز معشوق را می شکند واز درون آن شهد قبول برون می آورد:

 

آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

ورتو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم

...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۶ساعت ۹:۵۲ ب.ظ  توسط سدید  | 

این خیلی زیباست که ما با فرهنگ غنی و چندین هزار ساله خودمون باید به جشن های کشور های دیگر دنیا افتخار کنیم
و یک کشیش مسیحی (مستر ولنتاین) برای ما سمبول عشق و احساس باشه؟؟!!
وقتی که ما به جشن های آنها وابسته شدیم٫نتیجه همین میشه که جشن عید نوروز ایرانیان, به نام همه ی دنیا ثبت شده است الا خود ایرانیان ...
راستی ۵ اسفند در زمان هخامنشیان روزی بوده که جنس های مخالف به هم هدیه میدادند و این روز به نام روز مزدگیران یا مژدگیران معروف شده بود.
ولی امروز تنها چیزی که به ما یاد می دهند... 

نمیخواستم در این مورد حرفی بزنیم چون:

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو...

ولی یه کامنت از این موضوع به من رسید.

نمیدونم باید ازش تشکر کنم یا...

+ نوشته شده در  جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ساعت ۴:۲۰ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

چی بگم ابری و بارون نمیشی

درد و می فهمی و درمون نمیشی

 

خیلی وقته میبینم زیر آوار جنون

من و می بینی و ویرون نمیشی

 

دل دیوونه خرابم می کنی

چرا مثل قدیما خون نمیشی

 

سر به صحرا می زاری

من و تنها می زاری

 

لاله ی باغ کدوم گمشده ای

چرا بین گل ها پنهون نمیشی

 

وقتی بارون می زنه

شاخه هام و میشکنه

 

دل تنهاچرا تو مثل گنجشک ها پریشون نمیشی

من و می بینی و حیرون نمیشی

 

چی بگم ابری و بارون نمیشی

درد و می فهمی و درمون نمیشی

 

چی بگم با کی بگم راز تو رو

داری آتیش میگیری خون نمیشی

 

من که هر شب تا سحر

 قصه ی عشق رو تو گوش هات می خونم

بازم افسانه ای ٫ افسون نمیشی

 

تو بزرگی مثل دنیای خیال آدمها

دل زخمی لاله ی دشت فنا

 

نکنه غصه ی لیلی و داری

واسه این قصه ها مجنون نمیشی

 

چی بگم ابری و بارون نمیشی

درد و می فهمی و درمون نمیشی

 

...

+ نوشته شده در  شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۶ساعت ۷:۴۵ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

توی این شب سرخ٫ توی اتاقم

می خوام بگم که پر از گناهم

تو هستی کنارم

میخوام بنالم ٫ بخونم

با تو ای تنها

توی ترس و ریا ٫ بی اعتماد.

...

یه راه باز ٫ فقط یه راز

چشم های گریون ٫ پیرمرد خندون

نوشتم واسه عشقم:

یه روز به فکر بودنش ٫ الان به فکر مردنش.

گریه های زیر لحافم

ترس از غروب رفتن

درهایی که قفل خوردن از پشت

دوستی و کشت

الانه که بهتره بشینی کنارم

میدونم چه سختی هایی کشیدی توی این زندگی

یه روز می کردی کل کل ٫ فرداش الهی پر پر

دلت شکسته

می خونی با من رو صندلی شکسته

تو این اتاقم با دیواراش با سکوتش

می شنوی صدای خسته ام رو؟

می تونی بفهمی نفس پر از دردم رو؟

دستت رو گرفتم عهد دوستی بستم...

...

...تو ای مرد چت شد یهو؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸۶ساعت ۶:۴۵ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

شازده کوچولو خیلی زیباست هم خودش٫هم داستانش٫هم شال گردنش٫هم...

+ نوشته شده در  شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۶ساعت ۶:۱۵ ب.ظ  توسط سدید  | 

یه دفعه علاقه خاصی به غاز پیدا کردم فقط نمیدونم عشقم رو درست پیدا کردم!!؟؟

اینا غاز هستند یا مرغابی یا قو یا غاز ؟؟

چی؟

غاز رو ۲ بار گفتم!!

خوب بیشتر دوستش دارم دیگه

(خیلی لوس بود خودم فهمیدم)

تو نظرت رو بده

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۶ساعت ۸:۵۴ ب.ظ  توسط سدید  | 

بچه رو نگاه کن ... یعنی چی این کارا؟

ما که این قدری بودیم از این جور چیزا سر در نمی آوردیم(الانم نمی فهمیم البته) تازه داره دادم می زنه که...

بچه بی ادب

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۶ساعت ۸:۴۴ ب.ظ  توسط سدید  | 

چشماتو هم بزار رفیق بیا تا بچگی کنیم

بیا که تو قصه های کارتونی زندگی کنیم

 

بیا شنل قرمزی رو بدزدیم از پنجه گرگ

آخه تو کلبش هنوزم منتظر مادربزرگ

 

بیا تا مثل گالیور پا بزاریم تو لی لی پوپ

نذار مسافر کوچولو گم بشه توی برهوت

 

نذار رابین هود و ته کارتون ما اسیر کنن

نذار پلنگ صورتی رو با ماهی مرده سیر کنن

 

دنیای کارتون ها قشنگ دنیای ما سیاه و زشت

کاش کسی زندگی مونو شبیه کارتون می نوشت

 

بگو که تام سایر کجاست بگو کجاست هاکلبری

میخوام بازم سفر کنم به قصه تام و جری

 

سنباد قصه آخرش نگفت که مقصدش کجاست

هیشکی نفهمید که گالیور عاشق فلتیشیاست

 

ترنادو شیحه میکشه زورو هنوز رو ترکشه

می خواد رو دیوار ستم علامت Z بکشه

 

ببین که عمر غولای کارتونی خیلی کم شده

بیا تولد بگیریم پینوکیو آدم شده

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۶ساعت ۸:۴۲ ب.ظ  توسط سدید  | 

فرومیر، آی، ای شمعک، فرومیر، آی، که نباشد زندگانی هیچ الا سایه‌ایی لغزان و بازی‌های بازی پیشه‌ای نادان که بازد چند گاهی پر خروش و جوش نقشی اندرین میدان و آنگه هیچ! زندگی افسانه‌ای‌ست کز لب شوریده مغزی گفته آید سر به سر خشم و خروش و غرش و غوغا، لیک بی معنا!

(مکبث، ترجمه‌ی داریوش آشوری، پرده ی پنجم، مجلس پنجم سطر های 17-28)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶ساعت ۲:۱۶ ب.ظ  توسط سدید  | 

.The Fault... Is Not In Our Stars

 ...But In Ourselves

Shakespeare

 

+ نوشته شده در  شنبه ۵ آبان ۱۳۸۶ساعت ۳:۳ ب.ظ  توسط سدید  | 

Maybe I, maybe you
Can make a change to the world
We're reaching out for a soul
That's kind of lost in the dark

Maybe I, maybe you
Can find the key to the stars
To catch the spirit of hope
To save one hopeless heart

You look up to the sky
With all those questions in mind
All you need is to hear
The voice of your heart
In a world full of pain
Someone's calling your name
Why don't we make if true
Maybe I, maybe you

Maybe I, maybe you
Are just dreaming sometimes
But the world would be cold
Without dreamers Ilke you

Maybe I, maybe you
Aree just soldiers of love
Born to carry the flame
Bringin' light to the dark

You look up to the sky
With all those questions in mind
All you need is to hear
The voice of your heart
In a world full of pain
Someone's calling your name
Why don't we make if true
Maybe I, maybe you

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۶ساعت ۱۰:۴۰ ب.ظ  توسط سدید  | 

هنوزم نمیرسم آپ کنمااا

 اول از ایرانیا بگم یا خارجی یا؟؟

ایرانیا:

"بچه های بد" وای میمیرم واسش هنوزم نگاش می کنم هرزگاهی.

"دوئل" به فکر فرو میبره که شاید این همه جنگ ... نه نمی خوام در موردش حرفی بزنم.

"سگ کشی" وای وای وای فقط دیدن داره همین

دیگه فعلا یادم نمیاد

حالا خارجکیا:

"Hell"با بازی ون دام . تاثیر می زاره روم.

"Saving Private Ryne" تام هنکس بازی کرده جنگ جهانی دوه وقتی که امریکایی ها حمله می کنن به آلمانیا. فیلم برداریش عالیه انگار که مستنده آدم با خودش فکر می کنه که اینها اینهمه با تاکتیم پیش رفتند واین همه گشته دادند . تو جنگ ما چی که همینجوری بوده....

"One Flew Over The Cook`s Nest " (درست نوشتم؟) اینم که دیگه مهشره با بازی زیبای جک نیکلسن.

"Dog Day Afternoon" آلپاچینو همه ی فیلماش قشنگه

"Ser Pico" آلپاچینو ی دیگه

"Unfaithful" خوشم میاد ازش.

"Sin City" جسیکا خوش استیله.

"300" خوده خداست

"Saw" هیجان انگیزه

"Stay"

"perfesional" (انگلیسم ضعیف شده درست نوشتم؟؟) با بازی ژان رنو.

"Hills Have Eyes" قشنگه البته یکش . دومیش هم قشنگه ولی اولیش با حال تره

دیگه یادم نمیاد

البته یه سری دیگه هم مثله:

"U Turn" . "Recruite" .... و چند تا دیگه هم هستن حالا بعدا فکر کنم مفصل می نویسم

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۶ساعت ۱:۵۷ ق.ظ  توسط سدید  | 

توماس پین:

جامعه گوسفندی لایق حکومت گرگان است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ساعت ۱۰:۵۵ ب.ظ  توسط سدید  | 

بابا کدوم عید جمعش کنید این حرفا رو ٬ خودمون رو الاف کردیم به حرفای پوچ.

عید این نیست که نیمه شعبان باشه و تولد یه نفری که هیچ سند محکمی واسه بودنش نیست...

قیافه نگیر بیبینم...

عید اینه که کاری می کنن که به تب راضی شیم ٬ گفتن که به خاطر عید(دقت کنید چه منتی گذاشتند)۱۰۰ لیتر بنزین به سواری های شخصی اضافه میشه؟!

مردم گوسفند ما هم که هیچ صدایی رو از خودشون در نمی یارن (باز گوسفند می خوان سرش رو ببرمن یه بع بع می کنه).

داشتم این آهنگه داریوش رو گوش می دادم:

یاران ٬ یاران ٬ منشینید خموش ٬ ایران در سایه ی دار است ٬ منشینید خموش ٬ زیر ساطور طبحکاران است٬ مشینید خموش یاران ٬ منشینید خموش ٬ در کشور ما سرب سوزان است پاسخ٬ گر بپرسی از عدالت ٬ هر راه دیگر بود مسدود جز راه رظالت ٬ منشینید خموش یاران ٬  ایران در سایه دار است ٬ منشینید خموش...

ولی هیچیی یه هیچی یه هیچی٬ کسی صداش در نمی یاد.

همه خفه شدن.

هر چی سرمون بیاد حقمونه.

چرا نمی گین که فیلم"۳۰۰" منطبق بر تاریخ است ٬ حتی یک نقطه هم تفاوت نداره با تاریخ؟؟

می خواین که مردم رو سرگرم خر بودنشون نگه دارین و ...؟؟؟

آره؟

معلومه که آره.

چرا باید با دیدن فیلم"سینما پارادیسو "به خودمون بخندیم؟؟

چرا باید حکومتی که همه ی دنیا قبولش دارن رو ما قبول نداشته باشیم؟؟ حکومت و مردمی که تو قرآن خودمون از برتر  بودنشون سخن گفته شده ...بله  توی قرآن خودمون از قوم بنی اسرائیل یه عنوان قوم برتر یاد شده.

عزیز وطن٬ غریب وطن٬ بی کس وطن٬ بی نوا وطن...

ا ه ه ه ه ه ه ه ه

ول کن بابا سدید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶ساعت ۱:۱۹ ق.ظ  توسط سدید  | 

دلم می خواد برم روی بلندترین قله و داد بزنم که تا ابد بیشتر از ستاره های آسمون دوستت دارم

اما حیف که حسش نیست...

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ساعت ۱:۱۳ ب.ظ  توسط سدید  | 

میگن یه روز سعدی یه بیت شعر می گه:

"خدا کشتی آنجا که خواهد برد                           اگر ناخدا جامه بر تن درد"

بعد میگه که :

"فردوسی ۳۰ سال زحمت کشید اون همه شعر نوشت من یه بیت شعر گفتم به همش   می ارزه..."

بعد شبش فردوسی رو تو خواب می بینه ٬ میگه : "

آره من یه بیت شعر گفتم از کل شاهنام ات قشنگ تره..."

فردوسی هم میگه:

"آره قشنگه ولی اگه من به جای تو بودم این طوری می گفتم:

"برد کشتی آنجا که خواهد خدا                              اگر جامه بر تن درد ناخدا"

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۶ساعت ۹:۴ ب.ظ  توسط سدید  | 

چارلي چاپلين:

در دنيا جای كافی برای همه هست پس بجای اينكه جای كسی را بگيری سعی كن جای خودت را پيدا كنی.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۶ساعت ۳:۲۴ ب.ظ  توسط سدید  | 

با شما آیندگانم ای جهان سازان خوشنود

ای برابرهای فردا قرن ما قرنی چنین بود

 قرن زندان٬ قرن میله ٬ قرن اعدام حقیقت

 قرن تن دادن به دار و قرن کشتار شهامت

 قرن استعمار خاک و قرن استثمارانسان

 قرن تن دادن به دارو دل بریدن ازدیاران

 قرن دلالان خون و قرن هم خانه فروشان

قرن ضحاکان پیر و سلطه ی افعی بدوشان

+ نوشته شده در  جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۸۶ساعت ۴:۲ ب.ظ  توسط سدید  | 

 

?If  He`s Crazy, What Does That Make You

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۶ساعت ۱۱:۲۹ ب.ظ  توسط سدید  | 

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا باید به دور تو بگردم ؟؟؟

 ندا آمد:

 تو با پا آمدی باید بگردی ، برو با دل بیا تا من بگردم ...

+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ تیر ۱۳۸۶ساعت ۶:۱۸ ب.ظ  توسط سدید  | 

به صلیب صدا مصلوبم ای دوست

تو گمان مبری مغلوبم ای دوست

 

شرف نفس من اگه شد قفس من

به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن

 

وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن

معنی آوازم این بود ته بن بست داد کشیدن

 

وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود

گفتنی ها رو می گفتیم اگه فرصت نفس بود

 

به گناه صدا با جرم گفتن

اگه روی صلیب ویرون شدم من

 

شرف نفس من اگه شد قفس من

به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن...

 

...در عذاب تشنگی گم حسرت من بوی گندم

بر دلم داغ شقایق ازعذاب تلخ مردم

 

از کسی که مثل بختک تو شب هام انداخته سایه

یه سؤال ساده کردم نفرت من شد گلایه

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۶ساعت ۱۱:۶ ب.ظ  توسط سدید  |