ارتشی به رنگ خونم ...!

uploaded image

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان . . . . . . . که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت . . . . . . . گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود . . . . . . . بنده ی من شو و بر خور ز همه سیم تنان

کمتر از ذره نه ای پست مشو مهر بورز . . . . . . . تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

بر جهان تکیه مکن ور فدحی می داری . . . . . . . شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد . . . . . . . گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل . . . . . . . . مرد یزدان شو و ایمن گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله سحر میگفتم . . . . . . . که شهیدان که اند این همه خونین کفنان

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

+ نوشته شده در  جمعه ۳ آذر ۱۳۹۱ساعت ۱۲:۲۹ ق.ظ  توسط سدید  |